هذیان‌های یک ذهن زیبای آبادانی؛ صنعت رفت- نفت می‌میرد؟

هومن کواکبی نویسنده آبادانی الاصل در این متن غریب ، سقوط احتمالی و پیش از موعد تیم نفت آبادان را تبدیل به نوشته ای خواندنی کرده است

 

اخبار,اخبارجدید,اخبار جالب

کوکام میگه :"دیگه زشته بخواییم واسه برزیل و فوتبال جنوب و ابدان چیزی بنویسیم" کوکام میگفت، فوتبال همون طیاره یی بود که پرید و رفت. همون دستمال دهنی منوچهر سالیا،همون حسون سیاه که بنده نبود. همون خدا که یک روزی اخوان ثالث رو تو دبیرستان رازی دبیر کرد تا برود پای تخته سیاه  و بعد بسراید:"که از این رویم به آن رویم بغلطاند"و

آبادان. شهر جنون و جنگ و فوتبال و گاه لب شط. شرجی. صدای معصوم خانواده های شیک پوش. باشگاه آنکس پالایشگاه. پالایشگاه . آخ نفت. صنعت نفت. فوتبال. علی پارسا که هم عضو هیت مدیره فوتبال صنعت نفت بوده هم رییس هیت مدیره و هم هنوز یک جنوبیه اصیله میگه:"با مختصات ریاضی، نفت سقوط میکنه. ولی کاش میشد مدیران پتانسیل فوتبال جنوب رو میفهمیدن" ...همه اینا یعنی علی فیروزی که سکته کرد. بعد رو تخت بیمارستانی دراز کشید که مال ابدان نبود. هل هله هیهاته. بهنام سراج میشینه پشت تلفن. میشینه و میگه :" مگه ماها اسراییلی بودیم که یه نفر اونقدر فحشمون داد و داد و داد که فیروزی حالش یه جوری شد" .

دوباره شط. ماهی های صید شده در آنسوی اروند. عراق. اینطرف. بوی فاضلاب. بی اخلاقی برخی که از روی سکوی مقدس نشیمنگاه دهداری و سالیا مادر را به مسلخ میبرند. دوباره شط. جنگ هنوز ادامه دارد انگار. چیزهایی هست که باید گفت. نه!نباید گفت. مثل چیزهایی که گفتنی نیست.

خب معلوم است وقتی بوی فاضلاب در مشامت باشد و ماهی محبوبت در بصره و بغداد باشد و در آبادان نباشد و اروند خسته باشد و تیم های پایه نباشند و بچه ها یکی یکی نباشند . یکی پیدا میشود و فحش می دهد و خسته هم نمیشود. شط خسته است.

فوتبال ,این وسط گمنام به دسته بوق می رود. بعد شط  غصه میخورد. نمور میشود. از خود پیمانه میگیرد. صنعت به دسته دو خوش آمدی. شط اما به خانه خود نیامده است.

دسته یک نداریم.. همون دسته دو. تعارف نداریم که.

صنعت نفت عظیم. واحد تقطیر بزرگ. ای اولین آتش نشانی و رادیو را به جنوب آورده. ما خسته اییم. بحث علی فیروزی و سعدونی و ارواح خوابیده در قبر سینما رکس و غیره نیست. بحث بر سر شط است که من باید بگویم رود.

امید بچه جنوب نیست. همبازی خداداد عزیزی. ولی بارها از منی که متولد جنوب هستم و هنوز خون تانک ها ی عراقی از گردن سیمای ایرانی بیرون میزند می پرسد:"هومن, چرا فوتبال آبادان داره میره . . ارواح طیبه نکویی و دهداری و سالیا و محراب اهوازی و همه اونایی که نیستن تا ببینن چرا بچه های ایستگاه شیش خودشون رو به دبستان فروغی میرسوندن تا فوتبال در ذهنیت یک معلم زنده بماند. دهداری اینجا بود که خانه مرحوم خیرات علی در خیابان خاقانی را به فوتبال گشود.

حالا شط نمور من. رودخانه. هنوز صیاد دارد. اروند. ... الووو الوووو . حاجی بچه ها دارن تو اتیش میسوزن.  شط جان. عزیز قشنگ مو برافراشته. خوشکل شهیدکم. خون تو آسایش من. فوتبال دارد ذره ذره از بدن این شهر خارج میشود. جناب آقای گنده صنعت نفت. صنعت رفت./گل

 



رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جشن عروسی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
تجهیزات تالار پارس
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
روغن خراطین
نحوه کاشت ابرو و مزایای آن
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تحلیل آماری

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.